![]() |
![]() |
|
| اشعار طنز- قطعات طنز - داستان های کوتاه طنز - اشعار جدی - داستان کوتاه جدی- سخنا |
|
خواب عمری به خواب گذشت و - من- درعِقاب کشتن لحظه ها کنون در محبس حسرت خویش میخواهم عقاب شوم -اگر بگذارند- دیدگانم را اندکی بگشایم
فاطمه زارعی (توفان ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 16:57 توسط فاطمه زارعی |
|
آرزو
خونه قشنگ عشقو
با داشتن تو داشتم
دونه دونه آرزو رو
توي دل خود ، مي كاشتميادت میاد اون روزا سر رو شونه ام می ذاشتی می گفتی تا به این حد هیچکسو دوست نداشتی
یادت میاد می گفتی كنار تو ميمونم به گوش تو قصه عشق و وفا ميخونم حالا چي شده عزيزم كردي منو فراموش حالا چي شده دلم رو با غم كردي هم آغوش تو رفتي و نمونده براي من اميدي بگو بگو عزيزم چرا زمن بريدي ؟ حالا كسي نيست دوباره سر رو شونه م بذاره روزاي خوب عشقو بياد من بياره بيا نذار گلامون تو باغچه ها بپوسن دلم ميخواد لبامو لباي تو ببوسن بيا نذار زندگي تو اين خونه بميره بيا بذار كه دستام دست تو رو بگيره خونه قشنگ عشقو با داشتن تو دارم ميخوام كه آرزو رو تو ي دل تو بكارم فاطمه زارعی (توفان ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 16:52 توسط فاطمه زارعی |
|
|
خونسردی گفتم : - خانم دوسی دیگه از این همه خونسردی شما کلافه شدم . . . اصلا میدونین چیه ؟ من همین الان میرم و خودمو می اندازم زیر ماشین گفت : - ننه ! قربون دستات حالو که میری خودت بندازی زیر ماشین یادت باشه اگه زد بهت جلدی شماره ش ورداری . . .
فاطمه زارعی (خانم دوسی ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 0:55 توسط فاطمه زارعی |
|
|
لحظه
دلم یک بوسه میخواهد از آن لبها که طعم سیب حوا می دهد امشب دلم یک پرسه میخواهد به هر دنیا که حس خوب رویا می دهد امشب
دلم یک شانه میخواهد که سنگی باشدو مهر نماز پرگداز من دلم یک خانه می خواهد که چنگی از صدا و ساز دنیا می دهد امشب
دلم یک باده میخواهد از آن مینا که دوزخ را به یاد آرد و آتش را دلم یک جاده می خواهد به آنجایی که عصیان خدا را می دهد امشب
دلم یک همزبان میخواهدو همدم که با من از گناه و از خطا گوید دلم یک همعنان میخواهدو همره که جولانم به تارا می دهد امشب
دلم یک آسمان میخواهد آبستن که ابر آن ببارد می به هر خلوت دلم یک سایبان میخواهد و سایه که بستر را به غوغا می دهد امشب
دلم یک آشنا میخواهدو یاری که رو آرد به بدنامی بسان من دلم یک روشنا میخواهد و نوری که نامم را به یغما می دهد امشب
دلم یک رسته میخواهد یکی فارغ یکی مرتد یکی همکیش خودکافر دلم یک خسته میخواهد یکی عاشق که او هم این ندا را می دهد امشب
دلم یک لرزه میخواهد که بیخود سازدم از های و هوی خود خدای خود دلم یک ـلحظه میخواهد از آن مینو که قولش را به فردا می دهد امشب
فاطمه زارعی (توفان ) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 0:45 توسط فاطمه زارعی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شما در این وبلاگ ، با مطالب طنزنویسان معاصر آشنا خواهید شد و اطلاعاتی هم درباره طنزنویبسان گذشته به دست خواهید آورد .
|
|
RSS
|