![]() |
![]() |
|
| اشعار طنز- قطعات طنز - داستان های کوتاه طنز - اشعار جدی - داستان کوتاه جدی- سخنا |
|
عاشقانه گفتم ای مرد میخواهم عاشقانه ترین غزل را برای تو بسرایم خندیدی گفتی ای زن تو خود شوری شعری شعوری گفتم پس بگذار زیباترین لحظه ها را بر تو هدیه کنم رنجیدی گفتی ای زن تو خود زیباترین زمان زیستنی گفتم پس بگو چگونه بدانم که چگونه میدانی دوستت دارم ؟ نالیدی گفتی ای زن همه غزلهای تو در چشمهایت جاریند آنها را که ببندی میدانم دیگر نمیخواهیَم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 21:51 توسط فاطمه زارعی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شما در این وبلاگ ، با مطالب طنزنویسان معاصر آشنا خواهید شد و اطلاعاتی هم درباره طنزنویبسان گذشته به دست خواهید آورد .
|
|
RSS
|