![]() |
![]() |
|
| اشعار طنز- قطعات طنز - داستان های کوتاه طنز - اشعار جدی - داستان کوتاه جدی- سخنا |
|
حريم شرف جعد گيسوي سيه فام مرا كس به يك چنگ پراز بيم و اميد لحظه اي باز نكرد تا كه گرديد سپيد
چشم شوخ و نگه رام مرا كس به يك ديده بي رنگ و دروغ لحظه اي ناز نكرد تا تهي شد ز فروغ
گونه پرشررو شاد مرا كس به يك بوسه پنهان زگناه لحظه اي داغ نكرد همه كارم شد، آه
لب عاشق كش و گلگون مرا كس چو يك جرعه شراب لحظه اي هم نچشيد تا كه شد رنگ سراب
قامت و پيكر زيباي مرا كس به يك لحظه پر لذت و شوق در بر خود نكشيد تا كه مُردم همه ذوق
اينك از شرم و حياي دل خود حرمي ساختم از جنس شرف آبرويم چو ضريح گنبدش نور و صدف
حرمت سپيد گيسوي مرا همه كسان چه زن يا كه چه مرد نگهش داشته اند ولي من مانده به جا
با دلي راكد و سرد
كه كنون در حرم خلوت خويش از خودهمواره بپرسم كه چرا تلخي و دربدري بود، مرا و كسي با من غمگين هرگز خواهش شادي پرواز نكرد سوز تنهايي من را همه ديدند ولي هيچ كس نغمه اي از سوختنم ساز نكرد من كنون در حرم خلوت خود . . . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:54 توسط فاطمه زارعی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شما در این وبلاگ ، با مطالب طنزنویسان معاصر آشنا خواهید شد و اطلاعاتی هم درباره طنزنویبسان گذشته به دست خواهید آورد .
|
|
RSS
|